پریا تفنگ ساز

شعر، ترانه، زندگی
 

 اگر من وقتی خواب بودم می شد که بنویسم الآن بی شک بزرگترین نویسنده بودم ! نه برای این که فرصت زیادی داشتم برای نوشتن، برای اینکه فرصت کمی داشتم برای فکر کردن .

به عادی بودن عادت کردیم ، هانس می گفت عادی بودن یعنی کاری را با میل خودت انجام ندهی، من حتی غذا خوردنم حسابی عادی شده و تو فکرم که بگذارم چند روز یکبار برای تنوع هم که شده چیزی نخورم و این البته شامل نوشخوار کردن اراجیف مردک خیاط هم می شود.

پرش ذهنی دارم و انگشت اشاره ام تقریباً دو صفحه از نوشته هایم را در شش ثانیه از روی صفحه ی مونیتور پاک کرده و من حتی حوصله ندارم که با جزئیات بگویم این مردک خیاط همانی است که لباس جدید پادشاه را انداخته روی دوش هوراکش هایش!

به پتوی دست دوزم که در گرمای این روزها پیچیده ام دور خودم افتخار می کنم، هی عرق می ریزم و افتخار می کنم، هی افتخار می کنم و می ترسم حتی یک بیت شعر بنویسم!

دارم فکر می کنم من چقدر از علامت تعجب خوشم می آید و اگر روزی بیاید که دیگر نشود تعجب کرد مطمئناً نمی توانم دیگر حتی کلمه ای بنویسم ! اصلاً اگر تعجب نبود گویا هیچ کدام از حس هایم را به رسمیت نمی شناختم، از غافلگیر شدن آنقدر استقبال می کنم که از دهن دره میان خطابه های مد روز! آن هم چشم در چشم .

خیالش را بکن آن موقع همه با لب های کج به تو لبخند می زنند که طفلکی خسته ای و ما می دانیم که در این دنیای لجن مال جایی برای خسته ها و خمیازه کش ها باقی نخواهد ماند و من در این فکرم که آمار دندان عقلم را کسی درنیاورده باشد!

حال ابن مقله* را دارم، دستم را بریده اند و قلم به آرنج بسته ام در حالی که سعی می کنم از لاس وگاس بیاموزیم* را با خط ابداعیم تحریر کنم .

 

جدیدترین شعرم را می توانید در سایت ادبی طغیان بخوانید و یا دکلمه اش را سر فرصت گوش کنید . در این روزهای فعالیت تبلیغاتچی ها برای چهره های مشعشع ادبی، باز هم دم مسعود ملایی و دیگر دوستان گرم که واقعاً بی هیچ چشمداشت می نویسند و تلاش می کنند و می گذارند که ما هم سهیم باشیم.

دوستان عزیز شعرهای منتشر نشده خودتان را به آدرس سایت بفرستید تا بعد از تایید به نمایش گذاشته شوند.

 

 

می دانم برای این همه وقت که نبودم کم است ولی انگشت اشاره ام فقط می گذارد که پاک کنم نه بیشتر !

 

 

*ابن مقله : خطاط و خوشنویس قرن سوم هجری که به فرمان حاکم نادان وقت دست راستش را بریدند.

* از لاس وگاس بیاموزیم : کتابی است نوشته ی رابرت ونتوری معمار و نظریه پرداز پست مدرن.

                                             

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/۳۱ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ توسط پریا تفنگ ساز به من بگو () |