معجزه ی جیبی

 

برای من که همیشه از خانه بیرون رفتن طفره رفته ام، برای من که کاغذهای روی تختم و هجوم کلمه های عصبی جزء لاینفک شب هایم بوده امر کاملاً دور از ذهنی بود که بخواهم هر هفته ام را در جاده هایی که خانه را پشت سر گذاشته اند و شب های گنگ بی کلمه، شب های بی خوابی و بی حرفی بگذرانم .

تقریباً مطمئن شده ام که همه آن چیزهایی که از خودم دور می دانستم به من نزدیکتر از هر واقعیت شده و تقریباً دیگر هیچ اتفاقی مرا به شگفت نمی آورد.

تغییر دنیاها به آسانی تغییر رنگ آدم هاست !!! گاهی به این فکر می کنم و می خندم !!! گاهی به این فکر می کنم و سکوت می کنم !!! روزهای بی رنگ تر از آب توی پارچ را نگاه می کنم و روزهای همان آب که ریخته روی فرش !!!

چرا ادای آدم های غمگین را درآوردی ؟ چرا افسردگی را با ته سیگارِ روی هر جا له شده، تمرین کردی ؟ چرا گریه کردی ؟ چرا دنبال رنگی بودی که ته اقیانوس فقط می توانستی پیدایش کنی و در آخر فقط خرد شدی، خفه شدی و زندگی کم آوردی !!!

برای تو می گویم ! من جواب این سوال ها را اگر ندانم ولی حداقل سعی کرده ام جوکر غمگین رنگ های سیاه و قرمز و سفید چکیده با اشک های قلابی روی لب های بی حرکت یک شاعر نباشم.

من هرگز به تمامیِ این وانمودها نبوده ام !!! هرگز !!!

با اینکه از هجوم کلمات ذهنم دارد ترک بر می دارد و می ترسم شعرهایم یک روز از گوشه چشم هایم بیرون بریزد ولی سعی می کنم ننویسم !!! سعی !!! سعی همیشه سخت است !!!

این چند خط را برای آن هایی نوشتم که شاید ندیده باشمشان ولی حرف های توی کامنت هایشان را نتوانستم بی پاسخ بگذارم !!! این ها را برای شما نوشتم دوستان !!!

 

فعلا

/ 141 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد حسین موسوی

[گل][گل][گل]سلام بانو به مفقودالاثرم سری بزن [گل] خوشحال میشم منم جزو دوستانت قرار بدی [گل]

سبحان طیبی

سلام بر دوست عزیز خانم تفنگ ساز از اینکه بعد از مدت ها دوباره نام شما را می بینم خوشحالم آرزوی موفقیت دارم

آرش سیفی

زخم در حال منتشر شدنم، بغض در آستانه ی طغیان تیغِ بر روی گردن راوی، توی یک داستان بی پایان..... . . . «عروس مرده من» بروز شده است! . . . منتظرم. بای

لبخند

[گل] جالب بود... موفق باشین.

رضاپیرحیاتی

مطلبی نوشتم پیرامون زره و کلاه خود زنانه به قامت سرداری که نامش پریسا خان یا سولماز خان بود و کفش پاشنه بلند به قامت زن فضانورد ایرانی

سلطان غم

هیچ چیز من را به اندازه ی قافیه ای که نتوانم حدس بزنم سر کیف نمی آورد !!! [گل] به روزم و منتظر نگاهت ...[گل]

زهرا رجایی

وبلاگ «سگ لرزه های یک شک» خیلی آرام و بی سر و صدا در یک عصر دل انگیز پاییزی -توسط دست هایی که دست خدا بالاتر از آنهاست- فیـــ.لتر شد!! سوال نمی کنم که: آیا کسانی که فیـ.لتر می کنند با کسانی که فیـ.لتر نمی کنند برابرند؟! شما هم یک لطفی بکنید: آدرسم را به آدرس جدید یعنی: http://shak14.blogfa.com/ تغییر دهید و به خانه ای که حالا «شک» اش بیشتر شده تشریف بیاورید! که با عشق و نکبت و با شعر به روز است منتظرتان هستم... مثل همیشه

مهدی اخرتی

سلام به روزم با خبر جشنواره مطلب وشعر "باید زندگی کنم با این که لبهایت.." شما دعوتید[گل]

ری را جویباری

سلام دوست عزیز... با احترام و افتخار دعوتید به جشن واژه هایم... [گل][گل][گل]

زیتا رضایی

سلام بانوی شاعر همشهری از شعرانه آمدم...خوش گذشت در کاخ بلند و عالی ادبیات شما شما هم دعوتید به باغ نگار